|
احناف در جهان و افغانستان
مذهب سُنّی بزرگترین مذهب دین اسلام است که بیشترین پیروان را در میان مسلمانان جهان دارد به طوری که حدود ۸۵٪ مسلمانان جهان اهل سنت و جماعت هستند.
اهل سنت خود به چهار مذهب تقسيم مي شود:
1- حنفي
2- شافعي
3- مالكي
4- حنبلي
امام ابوحنیفه مؤسس مذهب حنفي
امام ابوحنیفه به عنوان شخصیتی که یکی از نخستین مذاهب اهل سنت را پیریزی کرد، جایگاه مهمی در تاریخ مذاهب اسلامی دارد. شناخت نسب، جایگاه رشد و پرورش، طبقه اجتماعی، اساتید، سبک اجتهاد، روش تدریس فقه و تربیت شاگردان، او ما را به فهم مذهب حنفی و ویژگیهای آن نزدیک میسازد.
امام ابوحنیفه
امام ابوحنیفه (۱۵۰-۸۰ هجری قمری) در دوره حكومت عبدالملك بن مروان اموي ، در شهر كوفه عراق متولد گرديد[1]. پدرش كه ثابت نام داشت نام او را نعمان گذاشت و با انتخاب نامي نيك اميدوار بود كه فرزندش مصداق واقعي اين نام قرار گيرد .
در مورد وطن امام ابو حنيفه بر پاية روايت عمر بن حماد، پدر بزرگ اما ابوحنيفه « زوطي » نام داشت. او از مردمان بلخ بود كه احتمالا در جريان فتح خراسان به اسارت در آمده و به عراق آورده شد. زوطي به آيين اسلام گرويد و آزادي خويش را به دست آورد و فرزندش ثابت زماني به دنيا آمد كه وي مسلمان بود[2].
در كنار روايت عمر ابن حماد روايت ديگري منتسب به برادرش اسماعيل ابن حماد وجود دارد كه در آن نسب امام ابوحنيفه به صورت« نعمان بن ثابت بن نعمان بن مرزبان » آمده و ضمن تكيه بر پارسي بودن تبار وي، سوگند ياد شده كه هيچ يك از پدران او هيچ گاه در قيد بندگي نبوده است.
محققان افغاني موطن اصلي امام ابوحنيفه را را ولايت پروان و قريه خواجه سيار گفتهاند كه در نزديكي چاريكار مركز ولايت پروان افغانستان واقع گرديده است .
علت نقل مكان خاندان امام از افغانستان به كوفه را مورخين اسارت مرزبان جد امام گفتهاند . كه هنگام فتح كابل به اسارت درآمد . و سپس در سرزمين عراق آزاد گرديد و همانجا ماندگار شده است .
روايت عمر بن حماد تنها ماخذ كهني، است كه از زوطي نام برده، او به صراحت مردي از اهل كابل معرفي شده است. نام زوطي ممكن است با واژه معرب « زُطّي » در ارتباط باشد كه به نام قومي در افغانستان كنوني باز مي گردد كه جَت خوانده مي شود[3].
دوران جواني و شغل امام ابوحنيفه
چون امام ابوحنيفه به سن رشد رسيد ، پدرش او را وادار به تعليم علوم ، متداول نموده كه ايشان در همان آغاز جواني در علم بلاغت ، ادبيات ، صرف نحو ، لغت ، قرائت ، تفسير ، حديث و ساير علوم ديني و اجتماعي بحد ضرورت دانش اندوخت و بمرحله كمال قدم گذاشت ، تا جائيكه امام شعبي متوجه نبوغ فكري او گرديد . و او را تشويق نمود كه نسبت به علوم توجه بيشتري نمايد .
امام اعظم پس از تحصيلات به تجارت مشغول بود. و البته با وجود اين شغل از علم و دانش دست نكنيد، بلكه درآمد شغلي خود را در خدمت دين و علماء قرار داد. او در كوفه پارچه فروش بود[4].
مكتب فقهي امام ابوحنيفه رضي الله عنه
اهميت تدوين فقه
در شرايطي كه قلمرو اسلام گسترش يافته بود، و سياستمداران بيشتر درگير كشمكشهاي سياسي بودند. و نمي توانستند در جهت تطبيق زندگي مسلمانان با ارزشهاي اسلامي اقدام اساسي انجام دهند. حضرت امام احساس تكليف نمود. بنابراين در صدد برآمد تا برنامه هاي زندگاني را بر معيار شريعت مقدس اسلام در معرض ديد عموم مردم قرار دهد تا آنان به آساني بتوانند مسئوليت هاي خود را در زندگاني بشناسند و طبق شريعت به آنان عمل كنند.
بطور قطع در صورتي كه از طرف علماء اسلامي اقدامي انجام نمي گرفت. مردم دچار مشكلات بزرگي مي شوند. بطوري كه تشخيص حقايق براي آنان سخت و دشوار مي گرديد. زيرا استنباط احكام شرعي براي عموم مردم كاري بسيار مشكل بود به همين دليل از نظر امام ابوحنيفه تدوين فقه يك ضرورت اجتماعي به حساب مي آمد. بنابراين بر اساس تكليف شرعي اقدام به انجام اين مسؤوليت بزرگ نمود.
منابع استنباط فقه از نظر امام ابوحنيفه
اصول مذهب امام اجتهاد در مسايلي بود كه فصلي از كتاب و سنت و قول صحابه (رض) وجود نداشت. ايشان خود روش خود را در فقه بدين سان بيان فرموده اند:
من در استنباط احكام و مسايل فقهي ابتدا به كتاب خدا مراجعه مي كنم، اگر در قرآن حكيم آنرا يافتم مقصود حاصل است ولي اگر حكم آن را در قرآن نيافتم به سنت رسول الله و احاديث صحيحه كه در اختيار اشخاص مورد اعتماد است مراجعه ميكند و اما اگر در كتاب خدا و سنت پيامبرش حكم آن را نيافتم از ميان نظريه هاي صحابه (رض) هر كدام را كه تشخيص دهم يكي را برمي گزينم و ديگري را ترك مي كنم سپس به گفته هاي ديگران مراجعه مي كنم. اما اگر كار به شعبي و ابن سيرين و سعيد ابن مسيب ختم شود من هم حق دارم همانند آنان به اجتهاد بپردازم [5].
گسترش مذهب فقهي امام ابوحنيفه[6]
سبب انتشار مذهب ابوحنيفه و پيروي و روي کردن مردم به ايشان به خلاف مذاهب ديگر زمان خويش به چند دليل زير بوده است:
1- ابوحنيفه از چهار هزار عالم از تابعين کسب علم نموده و در زمان تابعين فتوا صادر مي نمود.
2- خداوند شاگرداني را براي ابوحنيفه فراهم ساخته بود که در عين حال دانشمنداني برجسته بودند و برخلاف ديگر امامان هم عصرش آراء و فتاوا واجتهادات وي را مي نگاشتند. ابويوسف فقه ابوحنيفه را به صورت يک کتاب تدوين نمود، همينطور محمد بن حسن كل فقه امام ابوحنيفه و اجتهادات ديگرش که وي از آن منصرف گشته بود را به صورت کتاب در آورد، و کتاب هايي به نام " ظاهر الرواية " در دست هستند که همگي نوشته ي امام محمد مي باشند.
ابويوسف و محمد هر دو به جمع آوردن احاديثي که امام در فتاوايش روايت مي نمود به عنوان مستنداتي براي فقه وي مي پرداختند مانند كتاب آثار و ساير كتب و احاديث بسياري که در اين کتاب ها گردآمدند. شيوه ي امام ابوحنيفه بر آموزش مبتني بود بر سؤال و اقناع به يک رأي و سپس گفتن اينکه اما نظر من جز اين مي باشد. ياران وي توانايي و دانش دادن فتوا و حکم شرعي و نحوه ي انديشيدن در مورد آن بودند.
امام ابوحنيفه نخستين کسي بود که مسائل فقهي را برحسب موضوعات آن بخش بندي نمود؛ طهارت، نماز و ...
امام ابويوسف –در بيشتر موارد- آن ها را در دفاتري گرد مي آورد تا آنکه عدد مسائل گردآوري شده به پانصدهزار مسأله رسيد. شاگردان زيرک و دانشمند وي که تعدادشان به هفتصد و سي استاد مي رسيد به کشورهاي خود خصوصاً افغانستان و ماوراءالنهر و هند و ... بازگشتند. بنابراين فقه امام ابوحنيفه در شرق و غرب و شمال وجنوب گسترده شد. تا بدانجا که علي بن سلطان قاري متوفى سال 1014 هجري قمري يک سوم مسلمانان جهان را پيرو مذهب امام ابوحنيفه تخمين زد.
3- خداوند متعال مقدر ساخت که ابويوسف به منصب قضاوت رسيده و اين منصب را در خلافت سه خليفه مهدي، هادي و هارون الرشيد برعهده داشته باشد. سپس به عنوان قاضي القضات شناخته شود و براساس مذهب ابوحنيفه قضاوت مي نمود، و همچنين اغلب قضاتي که او منصوب مي نمود و تاليفاتي که در دارالخلافه تدوين مي گشتند همگي براساس مذهب ابوحنيفه بودند. همه ي اين مسائل و ديگر موارد باعث گرديد که فقه امام ابوحنيفه بيشتر از ديگر فقه هايي که پيش از آن وجود داشتند مانند: اوزاعي و جعفر صادق و غيره انتشار يابد.
پيروان امام ابوحنيفه در جهان[7]
آسیای میانه
آسیای میانه یا آسیای مرکزی سرزمین پهناوری در قارهٔ آسیا است که هیچ مرزی با آبهای آزاد جهان ندارد. اگر چه مرزهای دقیقی برای این سرزمین تعریف نشدهاست، اما معمولاً آن را دربرگیرنده کشورهای امروزی ازبکستان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان، قرقیزستان، و مغولستان میدانند.
به بخشی از آسیای میانه که در میان دو رود آمودریا و سیردریا جای دارد در منابع کهنتر عربی و فارسی «ماوراءالنهر» گفته میشد. به بخشی از شمال آسیای میانه «ترکستان» هم میگفتهاند.
ترکمنستان
دین اکثر مردم ترکمنستان اسلام و مذهب اکثر مردم این کشور سنی است. ۸۹٪ ترکمنها مسلمان (اکثرا پیرو مکتب حنفی از مذهب اهل سنت) و ۹٪ پیرو کلیسای ارتدوکس روسیه هستند.
قرقیزستان
بنابر آمار سال ۲۰۰۰ :
• 1. مسلمان (عمدتاً سنی و حنفي مذهب ): ۶۰.۸ %
• 2. بدون دین: ۲۱.۶ %
• 3. مسیحی: ۱۰.۴ %
• 4. بقیه: ۷.۲ %.
بیش از ۸۰ ملیت و قوم در قرقیزستان ساکنند . قرقیزها مخلوطی از نژادهای ترک و مغول بوده و احتمال میرود که مسکن اولیه آنای سیبری جنوبی باشد. آنان قرابت نژادی نزدیک با قزاقهای قزاقستان دارند و سابقاً که قزاقها را قرقیز می خواندند به ایشان قراقریز می گفتند.
شبه قارهٔ هند
بخش شبه جزیرهای جنوب آسیا است. این شبه قاره در برگیرندهٔ کشورهای هند، پاکستان، بنگلادش، نپال، بوتان و گاه میانمار (برمه) است، كه داراي جمعيت كثيري از مسلمان و نيز احناف مي باشد.
هندوستان
هند همچنین معجونی از ادیان مختلف و فرقههای مذهبی گوناگون است که اکثرا از هندوئیسم، اسلام و بودیسم نشات گرفتهاند.
حدود ۸۰٫۵٪ مردم هند پیرو آئینهای هندو و حدود ۱۳٫۴٪ مسلمان هستند. هند هم چنین بیش از ۲٫۳٪ مسیحی و ۱٫۹٪ سیک دارد. هند اگرچه زادگاه آئین بودا بوده، اما جمعیت بودائیان هند در حال حاضر تنها حدود ۰٫۸٪ برآورد میشود. همچنین پیروان آیین جینیسم۰٫۸٪ و مجموع پیروان دین زرتشتی، یهودی، بهایی و بقیه مذاهب ۰٫۴٪ میباشد. با این وجود هند بزرگترین کلنی فرقه احمدیه و مذاهب ایرانی بهائی و زرتشتی در سراسر جهان است. مسلمانان بیشتر در دهلی، بنگال غربی و نواحی شمال غربی کشور زندگی میکنند و در کشمیر اکثریت جمعیت را تشکیل دادهاند. به این ترتیب هند پس از اندونزی و پاکستان عظیم ترین جمعیت مسلمان جهان را داراست.
پاکستان
پاکستان ششمین کشور پرجمعیت دنیا و دومین کشور دارنده جمعیت مسلمان است.
در اين كشور اهل سنت بيشترين مسلمانان را تشكيل مي دهند كه عموماً حنفي هستند ولي وهابيت هم در آنجا نفوز كرده هست؛ همچنين پيروان مذهب شيعه هم در اين كشور وجود دارد.
ايران
در پانصد سال اخیر، به ویژه پس از تشکیل دولت صفویان همواره تشیع مذهب رسمی ایران بوده است و در حال حاضر از جمعیت ایران، 75٪ شیعه، 22%سنی(حنفي و شافعي) و ۲٪ زرتشتی، یهودی، مسیحی، بهائی ، صبي (مندایی یا صابئین) و پیروان سایر ادیان هستند
ترکیه
ترکیه حدود ۷۲ میلیون تن (براورد ۱۳۸۷) جمعیت دارد، که حدوداً ۷۵ درصد مردم سنی كه از اين 75 درصد اكثريت حنفي هستند و نيز شافعي هم دربين اين مسلمانان مي باشد؛ و ۱۵ تا ۲۵ درصد هم علوی هستند. با اینکه حکومت ترکیه لائیک است ولی بسیاری از مردم هنوز به دین اسلام پایبند هستند و عید فطر و عید قربان در این کشور تعطیل رسمی است.
افغانستان
۹۹٪ مردم افغانستان مسلمان هستند که حدود ۸۰٪ آنان سنی (حنفي مذهب) و ۱۹٪ شیعه هستند.
مذاهب دیگری چون هندو و سیک نیز در افغانستان پیروانی دارد. پیش از جنگهای ۳۰ سال گذشته، اقلیتی یهودی نیز در افغانستان و به ویژه شهر هرات وجود داشتند که امروزه بیشتر آنان به اسرائیل رفتهاند.
اين كشور از اقوام مختلف پشتون، تاجیک، ازبک، ترکمن، نورستانی، بلوچ و... ترکیب یافتهاند. با این حال، قوم پشتون، که از نظر ردهبندی اقوام در افغانستان در رتبهی اول قرار دارد و حدود نیمی از جمعیت این کشور را شامل میشود، تقریبا بهطور کامل حنفی هستند. از اینرو مذهب حنفی و قوم پشتون عموماً مترادف یکدیگر تلقی میشوند. از نظر توزیع جغرافیایی، حنفیها در بیشتر نقاط کشور ساکن هستند و محدودیتی از این نظر ندارند.
دلايل پايدار ماندن مذهب حنفي در افغانستان
1- اجداد امام ابوحنيفه از كشور افغانستان هست.
2- ارتباط مردم خراسان با امام ابوحنيفه ديرينه بود و حضور شماري از خراسانيان در حلقة درس وي، خود عاملي بود تا خراسان را به ريشه دارترين پايگاه فقه حنفي پس از عراق تبديل نمايد[8].
3- دليل عمده: از آنجاي كه تاريخ به ما نشان مي دهد مردم خراسان زمين بخصوص افغانستان از صدرخلافت اسلامي پايدار به اصول مذهب حنفي و مروج آن بوده اند.
منابع:
سپهري، فريدون، پژوهشي دربارة امامان اهل سنت، كردستان، 1384.
ابن ميمون ابولغّر قلانسي، دائره المعارف اسلامي بزرگ اسلامي،جلد پنجم، زير نظر كاظم موسوي بجنوردي، 1372.
سايت وكي پديا.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - امامان اهل سنت ص 60
[2] - دائره المعارف بزرگ اسلامي ج5، ص380
[3] - همان
[4] - همان
[5] - امامان اهل سنت ص 72.
[6] - دائره المعارف بزرگ اسلامي ج5، ص400، با كمي ثصرف
[7] - شايان ذكر است كه اين آمار از سايت ويكي پديا گرفته شده است.
[8] - دائره المعارف بزرگ اسلامي ج5، ص400
|